تبلیغات
حسینیه نوحه، پایگاه تخصصی نوحه، سرود و سبک های مداحی
برای دسترسی كامل به سبك‌های هر مناسبت،از فهرست مطالب استفاده نمایید
مسلم ابن عقیل

زمینه

(به سبک زده انگار خوشی)

(ده شب)

 

با اشک و خون دل ، رو خاک کوچه ها

نوشتم یا حسین ، نیا کوفه نیا

نیا که رسم کوفه نامردیه

نیا که بی وفایی بد دردیه

کار من کوچه گردیه

حسین جان ، شدم میون کوفه تماشایی

*(حسین جان ، الهی که پسرعمو نیایی)

******

تو این شهر کثیف ، غریب و بی کسم

نیا کوفه که من ، واست دلواپسم

حالا میفهمم غربت حیدر و

حالا میفهمم نیرنگ کوفه رو

نیاری اهل خیمه رو

حسین جان ، شدم با سنگ و نیزه پذیرایی

*(حسین جان ، الهی که پسر عمو نیایی)

******

نیا که نقشه ها ، دارن واسه سرت

دلم شور میزنه ، برای دخترت

میترسم بیای و سرگردون بشی

میترسم بیای و پریشون بشی

میون غم حیرون بشی

حسین جان ، نداره کوفه شرمی و حیایی

*(حسین جان ، الهی که پسر عمو نیایی)



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : برادر رضا رسولی، زمینه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،
مسلم ابن عقیل

زمزمه - زمینه

(به سبک می‌خوام برم)

(نه شب)


چیکار کنم ، میون کوفه خیلى تنها شدم

چیکار کنم ، اسیر دست این نامردا شدم

چیکار کنم ، آخه شرمنده از تو آقا شدم

سوختم و ساختم ، با غم دلدار

سر میزارم بر ، گوشه ی دیوار

خسته و بى یار ، خسته و بى یار

به حق خاک چادر مادرت ، کوفه نیا

تو را قسم به غیرت علمدار ، کوفه نیا

خواهرت و نکش میون بازارا ، کوفه نیا

کوفه میا ، میگم من دلخون

کوفه میا ، میشى سر گردون

کوفه میا ، میگم بى سامون

واى حسین ، میا به کوفه

******

اگه میاى ، یه فکرى کن براى قحطى اب

اگه میاى ، یه فکرى کن براى طفل رباب

اگه میاى ، یه فکرى کن براى بزم شراب

بى کفن موندم ، تو کفن بر دار

تا نشى عریان ، پیروهن بر دار

پیروهن بردار ، تو کفن بر دار

با لب تشنه سرم و بریدن ، کوفه میا

پیکرم و روى زمین کشیدن ، کوفه میا

تمام موهات و به هم می‌ریزن ، کوفه میا

بد رو سر اهل حرم می‌ریزن ، کوفه میا

کوفه میا ، جوونه اکبر

کوفه میا ، میشى بى یاور

کوفه ، میا عزیز خواهر

واى حسین ، میا به کوفه



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : برادر قاسم نعمتی، زمزمه (محرم و صفر)، زمینه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)،
طلیعه ماه محرم

واحد

(به سبک اومد فصل ماتم)

(ده شب)


اومد فصل ماتم باز از راه

بازم بی قراریم توو این ماه

اشک چشم عالم جاری شد

با این ناله ی یا ثارالله

بازم ، مادر تو میکنه ما رو صدا

بازم ، میبره دلامون و تا کربلا

بازم ، میشه نوکر تو مهمونت آقا

ازت ممنونم که راهم دادی

آقایی کردی پناهم دادی

السلام علی الحسین

******

تا عبد تو هستم آزادم

با یاد غم تو دلشادم

بازم شد محرم اربابم

فبکأ للحسینِ فریادم

بازم ، آرزوی من اینه فدات بشم

بازم ، رزق نوکری بده به این چشم

بازم ، بار روضه تو به دوشم میکشم

میخوام که باشی تو همراه من

فقط خرج تو بشه آه من

السلام علی الحسین



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : واحد (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،
طلیعه ماه محرم

مسلم ابن عقیل

زمزمه

(به سبک گریه نکن رباب)

(یازده شب)

 

محرم اومده ، دلا رو غم گرفت

دوباره شهرمون بوی محرم گرفت

بازم سیاهی و ، باز پرچم و علم

بازین چه شورش است ، باز شعر محتشم

السلام شاه غریب السلام ، شیب الخضیب السلام

خاکی شده صورتت ، خد التریب السلام

آقا ، گرفتار توام ، آقا بدهکار توام

آقا ، عزادار عزادار توام

******

کوچه به کوچه رو ، دارم می گردم و

کسی نمی دونه ، انبوه دردم و

تو این غریبه ها ، یه آشنا نبود

میون مردمش ، یه جو وفا نبود

ای آقا ، چی بگم از بی کسی ، چه بگم از کوفیا

دلشوره دارم واست ، جون رقیه ات نیا

آقا غریبم بی کسم ، آقا برات دلواپسم

آقا گرفته توی این شهر نفسم

آقا ، میا کوفه حسین

*******

خاکیه پیکرم ، از رد پای شهر

وعده ی ما سرِ ، دروازه های شهر

میخام که خالی از ، بغض گلوبشم

با تو رو نیزه ها ، تار و برو بشم

ای آقا ، غریب و تنها می شی ، نیومدن چارته

آخه چش حرمله ، به راه شیرخوارته

ای وای می میره اکبرت ، ای وای میره آب آورت

ای وای می افته زیر مرکب پیکرت

آقا ، میا کوفه حسین



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : زمزمه (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،
طلیعه ماه محرم

مسلم ابن عقیل

زمزمه

(به سبک لباس سیاه به تن)

(یازده شب)

 

لباس سیاه به تن کنید که ماه ماتم شد ، آخه محرم شد

دوباره قد مادری تو این عزا خم شد ، آخه محرم شد

باز پرچمای روضه تو کوچه خیابونه ، دل و می سوزونه

یه مادری از آسمون هی روضه می خونه ، دل و می سوزونه

میگه غریب مادر ، وقتی دلش می گیره

تشنه سرت جدا شد ، مادر برات بمیره

******

بالای دارالاماره میگم نیا کوفه ، آقا نیا کوفه

با یه لب پاره پاره میگم نیا کوفه ، آقا نیا کوفه

چه اشتباهی کردم ، عجب گناهی کردم

تو رو با خونوادت ، به اینجا راهی کردم

******

الان میدونم شیرخواره ات سیراب سیرابه ، دلم چه بی تابه

الان می دونم دخترت تو محملا خوابه ، دل چه بی تابه

الهی که به کوفه ، گذارشون نیفته

الهی که سری در ، کنارشون نیفته

******

اینا برای سوغاتی یه فکرایی دارن ، به فکر آزارن

گفتن برا دخترشون گوشواره میارن ، به فکر آزارن

همینایی که امروز ، مسلم و دوره کردن

دارن برای زینب ، دنبال سنگ می گردن



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : زمزمه (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، مسلم ابن عقیل، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،
مسلم ابن عقیل

زمینه

(به سبک امیری حسین)

(یازده شب)

 

امیری حسین ، کجا داری میای بگو عزیز دلم

نیرنگ کوفیا ببین شده قاتلم

نامه نوشتم که نیا همه حاصلم

 ******

امیری حسین ، تو سر کوفیا هوای جنگ حسین

تو دستاشون شمشیر و تیره و سنگ حسین

به کی بگم دلم برا تو تنگ حسین

 ******

امیری حسین ، اگه میبینی که سفیر تو مضطره

دیدم که حرمله داره کمون میخره

تو خواب دیدم پیرهنت و یکی می بره

 


ادامه اشعار این سبک

موضوعات : زمزمه (محرم و صفر)، زمینه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا، شام غریبـان،
مسلم ابن عقیل

نوحه

(به سبک ای پسر زهرا)

(ده شب)

 

ای پسر زهرا ، کوفه میا مولا

چرا که نایاب است ، مهر و وفا اینجا

چه مشهود است در این کوفه فریب و مکر و دروغ

و بازار فروش تیغ و نیزه هاشان شلوغ

سفیر عشق تو منم من

برایت پر محنم من

امیری یابن الزهرا

******

اگر که می آیی ، بیا به تنهایی

میاور ای جانا ، گلان زهرای

نظر کن غصه و تنهایی سفیر خود

که می گرید برای غربت امیر خود

سفیر عشق تو منم من

برایت پر محنم من

امیری یابن الزهرا



ادامه اشعار این سبک

موضوعات : نوحه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، وداع امام حسین(ع) ،
حضرت علی اصغر (ع)

زمینه

 

لالا لالا ، ای شیرخوارم

آب نیست اما ، چند قطره اشکی دارم

نگاه چون بارونم ، به چشمای بی جونت

دلم میسوزه تازه ، درومده دندونت

بابا ، بابا

رو دستم بخواب فقط گریه نکن

قلبم شد کباب فقط گریه نکن

مثل اکبرم عصای دستمی

سردار رباب فقط گریه نکن

لالا لالا ، لالا علی اصغرم لالا

******

لالا لالا ، ماه زهرا

فکر من باش ، ای تنها لبخند بابا

رو دست من قنداقه ات ، پر از خونه بابایی

سرت چرا روی پوست ، آویزونه بابایی

بابا ، بابا

می لرزه صدات میخنده حرمله

به اشک بابات میخنده حرمله

گلوتو نشون گرفته داره به

خشکی لبات میخنده حرمله

لالا لالا ، لالا علی اصغرم لالا

******

دیگه عمرت ، سر رسیده

آغوش تو ، بوی زهرا رو میده

جونم به جونت بسته است ، حرمله هم فهمیده

گلوی تو از گرما ، به قنداقه ات چسبیده

بابا ، بابا

شکستن عصای پیری من و

میخ واستم یادت بدم راه رفتن و

پر میکشی و میری ولی بگو

تنِ کی کنم لباس محسن و

لالا لالا ، لالا علی اصغرم لالا

******

لالا لالا ، آروم بابا

بر می گرده ، سقا از دریا حالا

تشنته میدونم ، گرسنته میدونم

گردنت رو شونه است ، یه مدته میدونم

اما ، بابا

من رو میزنم عزیز کم بخواب

من رو میزنم به خاطر رباب

من رو میزنم به این قوم لعین

من رو میزنم برا یه قطره آب

لالا لالا ، لالا علی اصغرم لالا

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر میثم میرزایی، زمینه (محرم و صفر)، حضرت علی اصغر(ع)،
طفلان حضرت زینب (س)

واحد


چشمای دریام و می بینی

زینب ناکام و می بینی

حال پسرهام و می بینی

دلت میاد ، مث مادرشون اسیر بشن

دلت میاد ، شبیه دختر تو پیر بشن

دلت میاد ، تو مجلس حرام حقیر بشن

داداش ، دریا شده اشکای من

داداش ، روی من و زمین نزن

داداش ، بذار برن جون حسن

روحی ، روحی لک الفدا ثارالله

******

اگر نَرَن ماتم میبینن

یه دریایی از غم میبینن

من و تو نامحرم میبینن

بذار بِرَن ، نبینن روز بی معجریمو

بذار بِرَن ، نبینن که شکستن حریمو

بذار بِرَن ، نبینن دست زجر روسریمو

داداش ، نَرَن که تو عذاب باشن

دایم ، جلو چشم رباب باشن

با من ، تو مجلس شراب باشن

روحی ، روحی لک الفدا ثارالله

******

دست بابام حیدر همراتون

یا علی باشه سربنداتون

بی سر شدن باشه رویاتون

نانجیبا ، عجیب پشت پا میزنن فقط

حواستون ، باشه بی هوا میزنن فقط

درست مثل ، مدینه با پا میزنن فقط

مادر ، برید فقط غوغا کنید

مادر ، محشر برام به پا کنید

مادر ، پهلوتونو نگاه کنید

روحی ، روحی لک الفدا ثارالله

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر میثم مومنی نژاد، واحد (محرم و صفر)، طفلان حضرت زینب(س)،
حضرت رقیه (س)

واحد

(به سبك خسته ی خسته ام)

(چهار شب)

 

خسته ی خسته ام ، خودت میدونی

با سَر خونی ، پا رو چِشَم گذاشتی

نه مویی مونده ، نه رویی مونده

نگی به من که ، واسه بابا کم گذاشتی

عمر عمه سَر اومده پای موهام

چند وقته شونه نمیره لای موهام

قدم گذاشتی ، رو چشمِ روشن من

شبیه زهراست ، زخمای رو تن من

سوخته تمومِ ، گلای دامن من

باباجون ، من الذی ایتمنی

******

لبام سیاه و ، گونه ها زرده

شبا که سرده ، آبله هام می سوزه

از ‌شب صحرا ، تا خودِ حالا

شبیه زهرا ، زیر چشام می سوزه

بی تو سخت بود اما واسم اَجره بابا

النگوم دست دختره زجره بابا

دخترای شام ، منو بازی نمیدن

میگن بابات کو ، گمونم که فهمیدن

موهامو دیدن ، همه شون میخندیدن

باباجون ، من الذی ایتمنی

******

کتک میخوردم ، کم نیاوردم

اونجا که مُردم ، تو بزم مِی بود بابا

با شراب اومد ، می زد حرف بد

عمه رو می زد ، سرت رو نِی بود بابا

خیزران زد پَر می کشید روحم بابا

از اون شب لَبهات نیومد رو هم بابا

عمه پیشم بود ، وقت دلگیری من

رسیده حالا ، روزای پیری من

شکسته بابا ، دندون شیری من

بابا جون ، من الذی ایتمنی



ادامه اشعار این سبك

موضوعات : برادر میثم مومنی نژاد، واحد (محرم و صفر)، حضرت رقیـه(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، شب عاشورا،
مسلم ابن عقیل

واحد


را تو عوض کن و برو ، دیار مادرت حسین

کوفه نیا که حیف اون ، قد برادرت حسین

کشیدنم بالای دار ، اما فدا سرت حسین

میون بازار میزنن ، صحبت تیر و خنجرو

میخوان سوغاتی ببرن ، گوشواره ها و معجر و

اصلا سفارشم دادن ، نیزه های حمل سَرو

اینجا ، هیچکس ، پناه قلب من نیست

کوفه ، جای ، امنی برای زن نیست

انگار ، خونه ، ی هیچکی پیروهَن نیست

واویلا ، واویلا حسین

جان زهرا ، کوفه نیا حسین جان

******

این مردم خدا نترس ، تازه به دوران رسیدن

سجاده رو فروختن و-نیزه و شمشیر خریدن

از هم میپرسن که به کی ، جایزه ی سَرو میدن

کَسَبه ی بازاراشون ، نامَردن و بد دهنن

بیشتر تو کار فروش ، عمامه و پیروهنن

مغازه باز کردن فقط ، نامحرم و دید بزنن

با این ، اوصاف ، میخوای بیای اینجا چکار

جان ، زهرا ، زینبت و کوفه نیار

بیا ، اما ، رقیه رو خونه بذار

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر میثم میرزایی، واحد (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل،
مسلم ابن عقیل

واحد

(به سبك نشسته بر لب)

(نه شب)

 

خبر ببر ز کوفه باد صبا

بگو به آواره ی بین صحرا

کوفه میا حسین یاابن الزهرا

مهمانم و لب تشنه گردم فدا

بگو سرم شده ز پیکر جدا

کوفه میا حسین یابن الزهرا

یاری ندارم حسین

من بی قرارم حسین

گرید به غربت من طناب دارم حسین

سیدی حسین جان

******

 در کوچه ها ماندم غریب و تنها

در زیر سنگ کوفه دارم نوا

کوفه میا حسین یابن الزهرا

دشمن کند حال مرا تماشا

به اشک چشم من زند طعنه ها

کوفه میا حسین یابن الزهرا

ببین تو تاب و تبم

خون میچکد از لبم

سرم شکسته اما یاد سر زینبم

سیدی حسین جان



ادامه اشعار این سبك

موضوعات : برادر میثم مومنی نژاد، واحد (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، حـر ابن یزید ریاحی،
مدح و مناجات با امام حسین (ع)

واحد

 

نشسته بر لب خورشید از غم آه

به گریه نوحه سرا گردیده ماه

بابی انت و امی ثارالله

به درگه تو من آوردم پناه

ردم مکن منم و بار گناه

بابی انت و امی ثارالله

دل خالی ز غیر است

مجذوب چون زهیر است

هر کسی عاشقت شد او عاقبت به خیر است

سیدی حسین جان

******

درس وفا شده به هر دل آگاه

رخ تو و روی غلام سیاه

بابی انت و امی ثارالله

ز تیغ و خنجر و ز تیر جانکاه

چه بر سرت رسیده در قتلگاه

به ابی انت و امی ثارالله

هر روز ما محرم

مصیبت تو اعظم

اشک عزای تو شد برات از جهنم

سیدی حسین جان

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر میثم مومنی نژاد، واحد (محرم و صفر)، مدح و مناجات با امام حسین(ع)،
طلیعه ی ماه محرم

زمزمه

(به سبک از آسمون بارون)

(ده شب)

 

از آسمون بارون می باره ، چشمای زهرا خون می باره

ماه محرم رسید دوباره آه و واویلا

پیراهن مشکیمُ می پوشم به اذن زهرا

مهدی میاد دوباره ، روضه برات می گیره

خوش بحال کسی که ، امسال برات می میره

حسین غریب مادر

******

صدا میاد از آسمونا ، کجا نشستن سینه زنها

یه مادری باز سر در خونش مشکی می کوبه

نوکری آقا فقط برای تو خیلی خوبه

حالا که من دوباره ، محرمت رو دیدم

یه کاری کن که زهرا ، بگه اینُ خریدم

حسین غریب مادر

******

دعوت شدم دوباره امسال ، زهرا می خونه بین گودال

برات بمیرم آخه مگه تو مادر نداری

رو خاک صحرا افتادی اما تو سر نداری

سر تو رو بریدن ، آتیش زدن به جونم

خیلی غریبی مادر ، من اینُ خوب می دونم

حسین غریب مادر



ادامه اشعار این سبك

موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمزمه (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،
حضرت علی اصغر (ع)

زمینه


پر قنداقه تو عالمی رو شفا میده

دستای کوچیک تو برات کربلا میده

تو با این سن کمت حاجی کربلا شدی

آخرش همسفر عمو رو نیزه ها شدی

سرباز آخر حسین عالم همه مدیون تو

تو صاحب سفره و ما عمری شدیم مهمون تو

از بس کرم کردی شدی باب الحوائج تو دل ما

دستای کوچیکت به داد ما رسید آخر همه جا

لای لای علی لالا علی لالا پسرم

 ******

طفل شیرخواره من حنجرتو نشون نده

جلو چشمام عزیزم هی لباتو تکون نده

دیگه بی تابی نکن هیچ کسی آبت نمیده

عیر تیر حرمله هیشکی جوابت نمیده

صدات دیگه در نمیاد رمق نمونده تو تنت

دارم می بینم عزیزم آفتاب سوزونده بدنت

رفتی تو میدون و بدون مادر دلم داره می سوزه

خیر نبینه اون کس که با تیرش گلوتو میدوزه

لای لای علی لالا علی لالا پسرم

 ******

توی خیمه مادری داره آروم دم می گیره

داره بچم زیر نور داغ آفتاب می میره

کاشکی سیراب بشه و باباش خجالت نکشه

کاشکی برگرده و از دشمنا منت نکشه

سرو صدا داره میاد از توی میدون ای خدا

فرشته ها ناله زدن برا تو از آسمونا

طفل شهید من دیدی آخر زدی پرپر قمرم

مادر مراقب باش نیفتی از روی نیزه پسرم

لای لای علی لالا علی لالا پسرم

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمینه (محرم و صفر)، حضرت علی اصغر(ع)،
حضرت علی اصغر (ع)

زمینه

 

سرباز آخر و آوردم

قنداقش رو به خدا سپردم

وقتی که لبهاشُ تکون داد

کاشکی اون لحظه من می مردم

تو سرباز دشت کربلایی ، می خونم برای تو لالایی

یه کم دست و پا بزن بابایی

تنت دیگه بی جونه ، چشای من حیرونه

بابات داره می خونه

لالالالایی لالالالایی

******

لبهای خشکشُ تکون داد

آخر گلوی پارشُ نشون داد

چشماشُ وقتی روی هم بست

دیدم بچم پر زد و جون داد

گلم وا بکن یه بار چشاتُ ، ببین دست بی جون باباتُ

نگیر آخر از من این نگاتُ

گل پسر اربابه ، آروم رو دستش خوابه

ببین چقدر بی تابه

لالالالایی لالالالایی

******

لالایی برا گلش می خونه

حال ربابُ آخه کی می دونه

هرکاری کردن نیزه دارا

راسش رو نیزه نمی مونه

داره مادری یواش می خونه ، چقد روزگار نامهربونه

گلم زیر دست و پا نمونه

سرش به مویی بنده ، دل ربابُ کنده

حرمله هی می خنده

لالالالایی لالالالایی

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمینه (محرم و صفر)، حضرت علی اصغر(ع)،
حضرت رقیه (س)

زمینه

 

تاریک و دلگیره خرابه ، چی بگم از

غربت و بی کسی هام

بسه این همه صبوری ، بابا بیا

می سوزه دست و پاهام

روزام دیگه شبای تاره ، امون از این لباس پاره

کاشکی که برگردیم مدینه ، بابا دیگه آخر کاره

سخته که بی بابا باشی میون صحرا

به روی چادرت باشه یه ردی از پا

بابایی بابا

امون ای دل امون ای دل امون ای دل ، بابایی

******

دنیا دیگه برام عذابه ، من و ببین

بابایی آواره شدم

بین یه عده از اراذل ، دیدی بابا

بی گوش و گوشواره شدم

هر جا که اسمت و می بردم ، از حرمله سیلی می خوردم

دعای دخترت همینه ، کاشکی تو کربلا می مردم

جون من و گرفت بابا سر شکستت

چشام و بستم تا دیدم چشای بستت

بابایی بابا

امون ای دل امون ای دل امون ای دل ، بابایی

******

چشمام دیگه سویی نداره ، نمی بینم

چی به روزت آوردن

بابا کاش بودی ببینی ، اومدن و

معجرامون و بردن

نامرد بی حیا و پست ، همون که رو سینت نشست

با ضرب سیلی و لگد ، دندون شیریم و شکست

همونی که سر تو رو بابا بریده

اومد و موی دختر تو رو کشیده

بابایی بابا

امون ای دل امون ای دل امون ای دل ، بابایی


دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمینه (محرم و صفر)، حضرت رقیـه(س)،
حضرت رقیه (س)

زمینه

 

گوشه خرابه بابا دخترت داره می میره

روز و شب از همه مردم سراغ تو رو می گیره

در گوش عمه می خونه بابامو ندیدی

میگه با لحن بچگونه بابامو ندیدی

خیلی زحمت دادم عمه رو باباجون

قول میدم که امشب جون بدم من آسون

ای بابا جونم

******

هر کجا که جا می موندم فقط اسم تو می بردم

توی شام و کوفه بابا از همه سیلی می خوردم

ببین که صورتم چه داغه کجا بودی بابا

من و انداختن از رو ناقه کجا بودی بابا

روی دستم جای سلسله افتاده

بین ابروی تو فاصله افتاده

ای باباجونم

******

بذا لحظه های آخر سر تو بغل بگیرم

من با صورت کبودم مثه مادرت می میرم

طاقت زخماتو ندارم بابای غریبم

سرتو رو پاهام میذارم بابای غریبم

تو خرابه دور تو می گردم بابا

چشماتو وا کن تا دق نکردم بابا

ای باباجونم

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمینه (محرم و صفر)، حضرت رقیـه(س)،
ورود کاروان به کربلا

واحد

 

قافله ی پر از ستاره تازه به کربلا رسیده

زینب کبرا با برادر به دشت پربلا رسیده

همگی سرو و صنوبر ، جلوۀ جلال حیدر

دستشُ گذاشته زینب ، توی دستای برادر

ای برادر ، تا رسیدیم به خدا دلم می لرزه

ای برادر ، نبینم سرت بره بالای نیزه

وای وای وای وای از کرب و بلا

******

داره آروم دعا می خونه دلشوره ای داره یه خواهر

برای عمه زینب اینجا رکاب می گیره علی اکبر

یکی وان یکاد می خونه ، یکی حالش پریشونه

مادری برای بچش ، داره لالایی می خونه

ای برادر ، بی قرارم به خدا این دو سه روزه

ای برادر ، نبینم سرت بره بالای نیزه

وای وای وای وای از کرب و بلا

******

همه دارن با هم می خونن اینجا کجاست که ما رسیدیم

اینجا برامون انگار آشناست اسمش و از خودت شنیدیم

پیچیده بوی گل یاس ، ذکر مادر روی لبهاس

داره زینب جون می گیره ، می کوبه بیرقُ عباس

اشک چشم ، اولیا مخدره داره می ریزه

ای برادر ، نبینم سرت بره بالای نیزه

وای وای وای وای از کرب و بلا

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، واحد (محرم و صفر)، ورود کاروان به کربلا،
مسلم ابن عقیل

زمینه

 

دلشوره دارم پسر عمو ، ببین که دست و پام می لرزه

خودم شنیدم که می گفتن ، سر حسین چقدر می ارزه

داری میای اگه می شه نیا تو رو جون مادرت

می دونی که اینا دارن نقشه برای انگشترت

آرزوشون همینه که بسوزونن دل خواهرت

ای وای امون از این زمونه

مسلم داره آروم می خونه

حسین حسین حسین

کوفه میا سالار زینب

******

وقتی که پام رسید به اینجا ، چیزی به جز کینه ندیدم

از بس برا تو گریه کردم ، ببین آقا نفس بریدم

برای تو پسر عمو جونم و قربونی آوردم

فدا سرت آقای من هر جایی که زمین می خوردم

آروم آروم زیر لبم فقط اسم تو رو می بردم

چشام دیگه کاسه ی خونه

مسلم داره آروم می‌خونه

حسین حسین حسین

کوفه میا سالار زینب

******

حالا برات روضه می خونم ، لحظه ی آخرم رسیده

کاشکی برات خبر بیارن ، مسلم تو کوچه ها چی دیده

نبودی تو ببینی که مهمونت و دوره می کردن

برا گلوی اصغرت دنبال حرمله می گردن

خدا کنه جلو چشات به اشک بچه هات نخندن

کوفه با ما نامهربونه

مسلم داره آروم می خونه

حسین حسین حسین

کوفه میا سالار زینب

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمینه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل،

تعداد کل صفحات : 127 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...