برای دسترسی كامل به سبك‌های هر مناسبت،از فهرست مطالب استفاده نمایید
اسارت كاروان كربلا

زمینه

 

سخته می‌بینم ، رو نیزه سرت

گریه می‌باره هر دم از چشم ترت

بی تابی شده ، کارم شب و روز

زنده س جلو چشمامه داغ تو هنوز

کاشکی میشد برگرده روزا به عقب

سخته توی صحراها آواره شدن

سخته ببینی راس یارت رو به نی

اما تنش مونده رو خاکا بی کفن

رسمش نبود بری و ، تنها بمونه زینب

خواهر برات بمیره ، جونم رسیده برلب

برادر غریبم

******

با غصه و غم ، این دل عجینه

پاشو ما رو برگردون امشب مدینه

برگریه ی من ، میخنده عدو

از خون تو می‌گیرم هر لحظه وضو

درد و غمم بسیاره آقا چی بگم

شمر و سنان و خولی همراه حرم

داغ تو سنگینه کاش طاقت بیارم

زیر بلا بدجوری خم شد کمرم

جدایی واسه زینب ، تحملش عذابه

سیاهیه رودستم ، جسارتِ طنابه

برادر غریبم

******

از کرببلا ، تا کوفه وشام

خون گریه برات کردم با این دو چشام

مُردم بخدا ، تو بزم شراب

از غصه ی تو آخر می‌میره رباب

خنده ی انظار و سنگِ از روی بام

قلب من و بد جوری آتیش میزنه

طعنه ی مردم پیرم کرده بخدا

حرمله ی نامرد خیلی بد دهنه

شد سهم زینب تو ، سیلی و تازیونه

ای وای از این جسارت ، ای وای ازین زمونه

برادر غریبم

 




موضوعات : برادر هاشم محمدی آرا، زمینه (محرم و صفر)، اسارت کاروان کربلا،