برای دسترسی كامل به سبك‌های هر مناسبت،از فهرست مطالب استفاده نمایید
شهادت امام سجاد (ع)

زمزمه


اشک روونم ، نمیده فرصت

بیان کنم شرح غم مصیبت بابامو

یادم نمیره ، داغ اسارت

یادم نمیره کوچه و بازار شهر شامو

از بالای پشت بوما ریختن آتیش بال و پرم سوخت

عمامه ام سوخت و سرم سوخت و تموم پیکرم سوخت

دست و پام بسته بود ، با غل و زنجیر و طناب

عترت نبی رو ، بردن توی بزم شراب

******

تصورش هم،برام عذابه

سرا رو بین هودج مخدرات آوردن

هنوز رو دستام،جای طنابه

بچه ها توو دست و پاها دائم زمین میخوردن

دور سرا رقصیدن و خندیدن و کردن تماشا

همه رو میبردن به سمت بازار برده فروشا

ما رو از همه جا ، عبور دادن روا نبود

دختر علی و ، محله ی قوم یهود

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر حسین نوری، شهادت امام سجاد (ع)،