برای دسترسی كامل به سبك‌های هر مناسبت،از فهرست مطالب استفاده نمایید
اسارت کاروان کربلا

زمینه


خسته ترینم ، خسته ترینم

جونم فدات ای قاری نیزه نشینم

چشمات شده تر ، چشمات شده تر

زینب بمیره واسه ی تو ای برادر

جلو چشای بچه ها

سرت به روی نیزه ها

شکسته پیشونی تو

برات بمیرم یا اخا

حسین من

******

از غم خمیدم ، از غم خمیدم

وقتی که به دروازه ساعات رسیدم

تنها و خسته ، تنها و خسته

خیلی غرورم توی شهر شام شکسته

فکری به حال من بکن

دیگه نمونده طاقتم

طعنه و دشنام و عذاب

خسته ازین جسارتم

حسین من

******

غم شد نصیبم ، غم شد نصیبم

ای کاش بمیرم واست ای شیب الخضیبم

خسته ترینم ، خسته ترینم

باور نمی کردم که این روز و ببینم

اشک دو چشمات روی نی

تموم غصه ی دِلِه

کاش نبینم دور سرت

شادی و رقص و هلهله

حسین من

******

رو نیزه بودی ، رو نیزه بودی

تو شهر شام و بین اون قوم یهودی

کاش بود علمدار ، کاش بود علمدار

زینب کجا و طعنه و کوچه و بازار

به قلب من آتیش زدن

خیلی به اشکم خندیدن

جلو چشای دخترت

دور سرت می رقصیدن

حسین من

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر بهمن عظیمی، شور (محرم و صفر)، اسارت کاروان کربلا،