برای دسترسی كامل به سبك‌های هر مناسبت،از فهرست مطالب استفاده نمایید
شهادت امام رضا (ع)

زمزمه

(به سبك این دم آخر)

 

خورشید عُمرِ من لب بومه

قلبم به این بی کسی محکومه

نه مادری نه خواهری که سربه روی پاش بزارم

نه پسری که باشه این لحظه ی آخری کنارم

دارم تو غربت جون میدم خوب میدونم تمومه کارم

واغربتا ، آه و واویلا

******

آتیش گرفته جیگرم ای وای

می سوزه پا تا به سرم ای وای

شبیه مار گزیده ها دارم می پیچم به خودم،آه

چشام به در مونده که شاید برسه جوادم از راه

اشکام به یاد اکبر و حسین می ریزه ناخودآگاه

جانم حسین ، جان

******

یه چشم من خونِ واسه مادر

اشکه یه چشمم واسه اون بی سر

با اینکه عمریه من از غصه ی مادر بی شکیبم

ولی همیشه می خونم روضه واسه جد غریبم

یه عمره که با مادرم گریه کن شیب الخضیبم

جانم حسین ، جان

******

درسته غُربتم نداره حد

زهر جفا آتیش به جونم زد

اما کسی تو این دیار به ساحتم نکرد جسارت

اینجا نَبُرد دیگه کسی عبا و عمامه مو غارت

اینجا دیگه خبر نبود از هتک حرمت و اسارت

جانم حسین ، جان

******

اینجا با گل اومدن استقبال

دیگه خبر نبودش از گودال

اما تو کربلا کسی چیزی بجز نیزه نیاوُرد

هرکسی اومد با خودش سوغاتی و چشم روشنی بُرد

این روضه ها تموم عمر دلِ پُر از درد مُو آزرد

جانم حسین ، جان

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر بهمن عظیمی، شهادت امام رضا(ع)،